مقدمه

اختلال بی اشتهایی عصبی یا آنورکسیا یکی از اختلالات مربوط به خوردن است. در این اختلال فرد مدام به چاق شدنش فکر میکند و برای همین تمایل زیادی به خوردن ندارد. این فرد مقاومت غیر ارادی زیادی نسبت به نخوردن نداردو علی رغم اینکه گرسنه است، تغذیه کافی ندارد.

ملاک های تشخیصی اختلال بی اشتهایی عصبی

محدودیت مصرف انرژی نسبت به نیازمندی ها، که به وزن بدن بسیار کم با توجه به سن، جنسیت، مسیر رشد و سلامت جسمانی منجر می شود. وزن بسیار کم به صورت وزنی تعریف شده که کمتر حداقل طبیعی یا در مورد کودکان و نوجوانان، کمتر از حداقل مورد انتظار است.

ترس شدید از افزایش وزن یا چاق شدن، یا رفتار مداومی که در افزایش وزن اختلال ایجاد می کند، یا اینکه فرد وزن بسیار کمی دارد.

نحوه ای که فرد وزن یا شکل بدنش را احساس می کند، تأثیر بی مورد وزن یا شکل بدن بر ارزیابی از خویشتن یا عدم تشخیص مداوم جدی بودن کم وزنی کنونی.

مشخص کنید آیا:

 نوع محدودکننده: در طول ۳ ماه گذشته، فرد به دوره های مکرر پرخوری یا رفتار پاکسازی نپرداخته است (یعنی استفراغ عمدی یا سوء استفاده از ملین ها، مدرات، یا تنقیه ها). این نوع فرعی، جلوه های بالینی را توصیف می کند که در آنها کاهش وزن عمدتا از طریق رژیم گرفتن، روزه گرفتن و یا ورزش بیش از اندازه به انجام می رسد.

 نوع پرخوری / پاکسازی: در طول ۳ ماه گذشته، فرد به دوره های مکرر پرخوری یا رفتار پاکسازی پرداخته است (یعنی، استفراغ عمدی یا سوء مصرف ملین ها، مدرات، یا تنقیه ها).

مشخص کنید اگر:

 در حالت بهبود نسبی: بعد از اینکه ملاک های کامل برای بی اشتهایی عصبی قبلا برآورده شده بودند، ملاک الف (وزن بدن کم) برای دوره مستمر برآورده نشده است، اما هریک از ملاک های ب (ترس شدید از افزایش وزن یا چاق شدن یا رفتاری که در افزایش وزن اختلال ایجاد می کند) یا ملاک ج (اختلالاتی در خودپنداره وزن و شکل بدن) هنوز برآورده می شود.

 در حالت بهبود کامل: بعد از اینکه ملاکهای کامل بی اشتهایی عصبی قبلا برآورده شده بودند، هیچ یک از ملاک ها برای مدت زمان مستمر برآورده نشده اند.

شدت کنونی را مشخص کنید:

حداقل میزان شدت برای بزرگسالان، بر شاخص جثه (BMI) کنونی یا در مورد کودکان و نوجوانان بر صدک شاخص جثه استوار است. دامنه های زیر از طبقات سازمان بهداشت جهانی برای لاغری در بزرگسالان به دست آمده اند؛ در مورد کودکان و نوجوانان، از صدک های شاخص جثه همانند باید استفاده شود. میزان شدت ممکن است برای منعکس کردن نشانه های بالینی، میزان ناتوانی کارکردی و نیاز به نظارت، افزایش یابد.

 خفيف: BMI > 17 kg/m2

 متوسط: BMI 16-16.99 kg/m2

 شدید: BMI 15-15.99 kg/m2

 خیلی شدید: BMI < 15 kg/m2

انواع فرعی

اغلب افراد مبتلا به بی اشتهایی عصبی از نوع پرخوری پاکسازی که پرخوری می کنند، از طریق استفراغ عمدی یا سوء مصرف ملین ها، مدرات یا تنقیه ها پاکسازی نیز می کنند. برخی افراد مبتلا به این نوع فرعی بی اشتهایی عصبی، پرخوری نمی کنند، اما به طور منظم بعد از مصرف مقادیر کمی غذا، پاکسازی می کنند. تبادل بین انواع فرعی طی دوره این اختلال رایج است؛ بنابراین، از نوع فرعی باید برای توصیف کردن نشانه های کنونی و نه روند طولی استفاده شود.

ویژگی های تشخیصی اختلال بی اشتهایی عصبی

بی اشتهایی عصبی سه ویژگی اصلی دارد: محدودیت مصرف انرژی مداوم؛ ترس شدید از افزایش وزن یا چاق شدن، یا رفتار مداومی که در افزایش وزن اختلال ایجاد می کند؛ و اختلال در وزن یا شکل بدن خودپنداشته. فرد وزن بدنی را حفظ می کند که زیر حداقل سطح عادی برای سن، جنسیت، مسیر رشد و سلامت جسمانی است (ملاک الف). وزن بدن افراد اغلب این ملاک را پس از کاهش وزن قابل ملاحظه برآورده می کند، اما در کودکان و نوجوانان، به جای کاهش وزن، ممکن است به صورت متناوب، ناتوانی در رسیدن به افزایش وزن مورد انتظار یا حفظ کردن مسیر رشد عادی وجود داشته باشد (یعنی در حالی که فرد از نظر قد رشد می کند).

ملاک الف ایجاب می کند که وزن فرد به طور قابل ملاحظه ای کم باشد (یعنی، کمتر از حداقل طبیعی، یا برای کودکان و نوجوانان، کمتر از حداقل مورد انتظار). ارزیابی وزن می تواند دشوار باشد، زیرا دامنه وزن طبیعی در بین افراد تفاوت دارد و برای توصیف لاغری یا کم وزنی، آستانه های متفاوتی منتشر شده اند. شاخص جثه (BMI ؛ که به صورت وزن برحسب کیلوگرم وزن برحسب متر مربع محاسبه می شود) مقياس مفیدی برای ارزیابی وزن بدن نسبت به قد است. برای بزرگسالان، 18.5 kg/m2 BMI توسط مراکز مخصوص کنترل و پیشگیری بیماری (CDC) و سازمان بهداشت جهانی به عنوان حد پایین وزن طبیعی بدن مورد استفاده قرار گرفته است. بنابراین، اغلب افراد بیشتر از 18.5 kg/m2 یا برابر با آن، خیلی کم وزن محسوب نخواهند شد. از سوی دیگر، سازمان بهداشت جهانی BMI کمتر از 17.0 را لاغری متوسط یا شدید به حساب می آورد؛ بنابراین، فردی که BMI کمتر از 17.0 kg/m دارد خیلی کم وزن محسوب خواهد شد. فرد بزرگسالی که BMI بین ۱۷ و 18.5 kg/m2 دارد، یا حتی بالاتر از kg/m 18.5 است، اگر سابقه بالینی یا اطلاعات فیزیولوژیکی دیگر این قضاوت را تایید کند، خیلی کم وزن محسوب می شود.

در مورد کودکان و نوجوانان، تعیین کردن BMI برای صدک سنی مفید است. مانند بزرگسالان، امکان تامین کردن معیارهای قطعی برای قضاوت کردن در مورد اینکه آیا وزن یک کودک یا نوجوان خیلی پایین است وجود ندارد و تنوع در مسیرهای رشد در کودکان و نوجوانان، سودمندی رهنمودهای عددی ساده را محدود می کند. CDC از BMI متناسب با سن زیر صدک پنجم به عنوان کم وزن استفاده کرده است؛ با این حال، کودکان و نوجوانانی که BMI بالای این محک دارند ممکن است خیلی کم وزن محسوب شوند که نتوانسته اند مسیر رشد مورد انتظار خود را حفظ کنند. به طور خلاصه، هنگام معلوم کردن این موضوع که آیا ملاک الف برآورده شده است، متخصص بالینی باید رهنمودهای عددی موجود، به علاوه جثه، سابقه وزن و هرگونه اختلالات فیزیولوژیکی فرد را در نظر بگیرد.

افراد مبتلا به این اختلال معمولا ترس شدیدی از افزایش وزن یا چاق شدن دارند (ملاک ب). این ترس شدید از چاق شدن معمولا با کاهش وزن برطرف نمی شود. در واقع، نگرانی در مورد افزایش وزن حتی وقتی وزن کاهش می یابد، ممکن است افزایش یابد. افراد جوان تر مبتلا به بی اشتهایی عصبی، به علاوه برخی بزرگسالان، ممکن است ترس از افزایش وزن را تأیید نکنند. متخصص بالینی در غیاب توجیه دیگر برای وزن خیلی پایین، از سابقه جنبی، اطلاعات مشاهده ای، نتایج جسمانی و آزمایشگاهی یا روند طولی نتیجه گیری می کند که ترس از افزایش وزن را نشان می دهند یا اینکه رفتارهایی را تأیید می کنند که از افزایش وزن جلوگیری می کنند و بدین ترتیب از این اطلاعات برای تعیین ملاک ب استفاده می کند.

تجربه و اهمیت وزن و شکل بدن در این افراد تحریف شده است (ملاک ج). برخی افراد به طور کلی احساس می کنند چاق هستند. برخی دیگر می دانند که لاغر هستند، اما باز هم نگرانند که اندام های خاصی، مخصوصا شکم، کفل ها، و رانها «خیلی چاق» باشند. آنها برای ارزیابی اندازه یا وزن بدن خود از روش های مختلف، از جمله وزن کشی مکرر، اندازه گیری وسواسی اندام های بدن و استفاده مداوم از آینه برای وارسی کردن مناطقی که تصور می کنند «چاق» هستند، استفاده میکنند. عزت نفس افراد مبتلا به بی اشتهایی عصبی به برداشت آنها از شکل و وزن بدنشان بسیار وابسته است. کاهش وزن اغلب به عنوان پیشرفت چشمگیر و علامتی از انضباط شخصی فوق العاده انگاشته می شود، در حالی که افزایش وزن به صورت شکست غیر قابل قبول خویشتنداری تصور می شود. با اینکه برخی افراد مبتلا به این اختلال ممکن است تأیید کنند که لاغر هستند، اما اغلب جدی بودن عوارض جسمانی وضعیت دچار سوء تغذیه شده خود را تشخیص نمی دهند.

غالبا، فرد بعد از کاهش وزن چشمگیر (یا ناتوانی در کسب کردن وزن مورد انتظار) توسط اعضای خانواده مورد توجه حرفه ای قرار می گیرد. اگر افراد خودشان جویای کمک باشند، معمولا به دلیل ناراحتی از پیامدهای جسمانی و روان شناختی گرسنگی کشیدن است. افراد مبتلا به بی اشتهایی عصبی به ندرت فقط از کاهش وزن شکایت می کنند. در واقع، افراد مبتلا به بی اشتهایی عصبی اغلب در مورد این مشکل بینش ندارند یا آن را انکار می کنند. بنابراین، برای ارزیابی سابقه کاهش وزن و ویژگی های دیگر این بیماری، به دست آوردن اطلاعات از اعضای خانواده یا منابع دیگر اهمیت دارد.

ویژگی های مرتبط با تشخیص اختلال بی اشتهایی عصبی

نیمه گرسنگی کشیدن بی اشتهایی عصبی و رفتارهای پاکسازی که گاهی با آن همراه هستند، می توانند به بیماری های جسمانی قابل ملاحظه و بالقوه مهلک منجر شوند. صدمه تغذیه ای مرتبط با این اختلال بر اغلب دستگاه های اصلی بدن تأثیر می گذارد و می تواند انواع اختلالات را ایجاد کند. اختلالات فیزیولوژیکی، از جمله فقدان قاعدگی و نابهنجاری های نشانه حیاتی، شایع هستند. در حالی که اغلب اختلالات فیزیولوژیکی مرتبط با سوء تغذیه با توانبخشی تغذیه ای برگشت پذیر هستند، اما برخی از آنها، از جمله کاهش تراکم معدنی استخوان، اغلب کاملا برگشت پذیر نیستند. رفتارهایی مانند استفراغ عمدی و سوء مصرف ملين ها، مدرات و تنقیه ها ممکن است اختلالات متعددی ایجاد کنند که به نتایج آزمایشگاهی نابهنجار منجر شوند؛ با این حال، برخی افراد مبتلا به بی اشتهایی عصبی هیچ نابهنجاری آزمایشگاهی نشان نمی دهند.

شماری از افراد مبتلا به بی اشتهایی عصبی در صورتی که خیلی کم وزن باشند، علایم و نشانه های افسردگی نظیر خلق افسرده، کناره گیری اجتماعی، تحریک پذیری، بی خوابی و کاهش علاقه به آمیزش جنسی دارند. چون این ویژگی ها در افراد بدون بی اشتهایی عصبی که خیلی دچار سوء تغذیه شده اند نیز مشاهده می شوند، تعدادی از ویژگی های افسردگی ممکن است نسبت به پیامدهای فیزیولوژیکی نیمه گرسنگی کشیدن، جانبی باشند، هرچند که ممکن است به قدر کافی شدید باشند که تشخیص اضافی اختلال افسردگی اساسی را موجه سازند.

ویژگی های وسواس فکری – عملی مرتبط و نامرتبط با غذا، اغلب برجسته هستند. اغلب افراد مبتلا به بی اشتهایی عصبی اشتغال ذهنی به افکار غذا دارند. برخی از آنها دستورات خوراک پزی را گردآوری کرده یا غذا ذخیره می کنند. مشاهده رفتارهای مرتبط با انواع دیگر گرسنگی کشیدن حاکی است که وسواس های فکری و وسواس های عملی مرتبط با غذا ممکن است با سوء تغذیه تشدید شوند. در صورتی که افراد مبتلا به بی اشتهایی عصبی، وسواس های فکری و عملی را نشان دهند که ربطی به غذا، شکل یا وزن بدن نداشته باشند، تشخیص اضافی اختلال وسواس فکری – عملی (OCD) می تواند موجه باشد.

ویژگی های دیگری که گاهی با بی اشتهایی عصبی ارتباط دارند عبارتند از نگرانی هایی در مورد خوردن در حضور دیگران، احساس بیهودگی، میل شدید به کنترل کردن محیط خویش، تفکر انعطاف ناپذیر، خودانگیختگی اجتماعی محدود و ابراز هیجانی بسیار مهار شده. افرادی که به نوع پرخوری / پاکسازی مبتلا هستند، در مقایسه با افراد مبتلا به بی اشتهایی عصبی، نوع محدود کننده، از میزان بالاتر تکانشگری برخوردارند و به احتمال بیشترى الكل و داروهای دیگر را سوء مصرف می کنند. خرده گروهی از افراد مبتلا به بی اشتهایی عصبی، سطح بیش از حد فعالیت جسمانی دارند. افزایش فعالیت جسمانی اغلب قبل از شروع این اختلال واقع می شود و در طول دوره این اختلال، افزایش فعالیت، کاهش وزن را تسریع می کند. در طول درمان، کنترل کردن فعالیت بیش از حد ممکن است دشوار باشد و بنابراین، بهبود وزن را به خطر بیندازد. افراد مبتلا به بی اشتهایی عصبی ممکن است داروها را بد مصرف کنند، مثلا با دستکاری کردن مقدار مصرف، تا از این راه وزن خود را کاهش دهند یا از افزایش وزن خودداری کنند. افراد مبتلا به دیابت ممکن است مصرف انسولین را کاهش دهند تا سوخت و ساز کربوهیدرات را به حداقل برسانند.

شیوع اختلال بی اشتهایی عصبی

شیوع ۱۲ ماهه بی اشتهایی عصبی در زنان جوان تقریبا 0/4 درصد است. در مورد شیوع در مردان اطلاعات کمتری وجود دارد، اما بی اشتهایی عصبی در مردان خیلی کمتر از زنان شایع است، به طوری که جلوه های بالینی عموما نسبت زن به مرد 10:1 را نشان می دهند.

شکل گیری و روند اختلال بی اشتهایی عصبی

بی اشتهایی عصبی عموما در طول نوجوانی یا اوایل بزرگسالی شروع می شود. این اختلال به ندرت قبل از بلوغ یا بعد از ۴۰ سالگی شروع می شود، اما مواردی از شروع زودهنگام و دیرهنگام نیز شرح داده شده اند. شروع این اختلال اغلب با رویداد زندگی استرس زا، مانند ترک کردن خانه برای رفتن به کالج ارتباط دارد. روند و نتیجه بی اشتهایی عصبی بسیار متغیر است. افراد جوان تر ممکن است ویژگی های نامتعارف، از جمله انکار کردن «ترس از چاقی» نشان دهند. افراد مسن تر به احتمال بیشتری بیماری طولانی تر دارند و جلوه بالینی آنها علایم و نشانه های بیشتر اختلال بادوام را شامل می شود. متخصصان بالینی نباید صرفا براساس سن بالاتر، بی اشتهایی عصبی را از تشخیص افتراقی کنار بگذارند.

شماری از افراد قبل از اینکه ملاک های کامل برای این اختلال برآورده شده باشند، دوره ای از تغییر رفتار خوردن دارند. برخی افراد مبتلا به بی اشتهایی عصبی بعد از دوره ای تکی، کاملا بهبود می یابند، برخی الگوی نوسان کننده افزایش وزن و به دنبال آن برگشت دارند و برخی دیگر به مدت چندین سال دستخوش دورۂ مزمن می شوند. برای برگرداندن وزن و رسیدگی به عوارض جسمانی، ممکن است بستری کردن ضروری باشد. اغلب افراد مبتلا به بی اشتهایی عصبی ظرف  5 سال بهبود می یابند. در بین افرادی که در بیمارستان ها پذیرش شده اند، میزان بهبود کلی ممکن است پایین تر باشد. میزان مرگ و میر ناویژه (CMR) برای بی اشتهایی عصبی تقریبا هر دهه ۵ درصد است. مرگ عموما از عوارض جسمانی مرتبط با خود این اختلال یا از خودکشی ناشی می شود.

عوامل خطر و پیش آگهی اختلال بی اشتهایی عصبی

خلق و خویی

افرادی که دچار اختلالات اضطرابی می شوند یا صفات وسواسی نشان می دهند، بیشتر در معرض خطر مبتلا شدن بی اشتهایی عصبی قرار دارند.

محیطی

تنوع تاریخی و میان فرهنگی در شیوع بی اشتهایی عصبی، ارتباط آن را با فرهنگ ها و محیط هایی که در آنها برای لاغری ارزش قائل می شوند، تأیید می کند. مشاغل و مشغولیت هایی که لاغری را ترغیب می کنند، مانند مانکنی و ورزشکاری ممتاز نیز با خطر بیشتر ارتباط دارند.

ژنتیکی و فیزیولوژیکی

در بین خویشاوندان درجه اول افراد مبتلا به اختلال بی اشتهایی عصبی، خطر بیشتر این اختلال و پرخوری عصبی وجود دارد. خطر بیشتر اختلالات دوقطبی و افسردگی نیز در بین خویشاوندان درجه اول افراد مبتلا به بی اشتهایی عصبی یافت شده است، مخصوصا خویشاوندان افراد مبتلا به نوع پرخوری / پاکسازی. میزان همگامی برای بی اشتهایی عصبی در دو قلوهای یک تخمکی خیلی بالاتر از دوقلوهای دو تخمکی است. با استفاده از فنون تصویربرداری کارکردی (تصویربرداری با تشدید مغناطیسی کارکردی، توموگرافی با انتشار پوزیترون)، دامنه ای از نابهنجاری های مغزی در بی اشتهایی عصبی توصیف شده است. اینکه تا چه اندازهای این یافته ها تغییرات مرتبط با سوء تغذیه را در برابر نابهنجاری های اصلی مرتبط با این اختلال منعکس می کنند، معلوم نیست.

موضوعات تشخیصی مرتبط با فرهنگ

بی اشتهایی عصبی در جمعیت هایی که از لحاظ فرهنگی و اجتماعی متفاوت هستند روی می دهد، اما شواهد موجود از تنوع میان فرهنگی در وقوع و جلوه بالینی آن حکایت دارد. بی اشتهایی عصبی احتمالا در کشورهای پسا – صنعتی و پردرآمد، مانند ایالات متحده و تعدادی از کشورهای اروپایی، استرالیا، نیوزلند و ژاپن شیوع بیشتری دارد، اما شیوع آن در اغلب کشورهای کم درآمد و کشورهایی که درآمد متوسط دارند معلوم نیست. در حالی که به نظر می رسد شیوع بی اشتهایی عصبی در آمریکای لاتینی ها، آمریکایی های آفریقایی تبار و آسیایی های ایالات متحده نسبتا پایین باشد، متخصصان بالینی باید آگاه باشند که از خدمات بهداشت روانی در بین افراد مبتلا به اختلال خوردن در این گروه های قومی خیلی پایین است و اینکه امکان دارد این میزان پایین بیانگر سوگیری تحقیق باشد.

جلوه بالینی نگرانی ها در مورد وزن در افراد مبتلا به اختلالات خوردن و تغذیه در موقعیت های فرهنگی، بسیار تفاوت دارد. به نظر می رسد که ابراز نکردن ترس شدید از افزایش وزن، که گاهی «فوبی چاقی» نامیده می شود، در جمعیت های آسیایی نسبتا شایع تر است، جایی که دلیل محدود کردن رژیم غذایی عموما به شکایتی مانند ناراحتی معدی – روده ای ربط داده می شود که از لحاظ فرهنگی تأیید شده است. در ایالات متحده، جلوه های بالینی بدون ابراز ترس شدید از افزایش وزن در بین گروه های لاتینی شایع تر است.

شاخص های تشخیصی

نابهنجاری های آزمایشگاهی زیر ممکن است در بی اشتهایی عصبی مشاهده شوند؛ وجود آنها می تواند اطمینان تشخیص را افزایش دهد.

خون شناسی. کمبود گویچه های سفید خون، همراه با فقدان همه نوع سلول، ولی معمولا با ایجاد کیست های حاوی لنف، شایع است. کم خونی خفیف، به علاوه ترومبوسیتوپنی {کاهش تعداد پلاکت های خون محیطی} و به ندرت، مشکلات خونریزی ممکن است روی دهد.

شیمی سرم. امکان دارد آب زدایی به وسيله سطح بالای نیتروژن اوره خون نشان داده شود. کلسترول خون بالا شایع است. سطوح آنزیم هپاتیک ممکن است بالا باشد. هیپو مگنزمی، هیپوزینکمی، هیپوفسفاتمی، و هایپر میلاسمی که گاهی مشاهده شده اند. استفراغ عمدی ممکن است به آلكالوز سوخت و سازی (بی کربنات سرم بالا)، هیپوکلورمی و هیپوکالمی منجر شود؛ سوء مصرف ملينها ممکن است اسیدوز سوخت و سازی خفیف ایجاد کند.

غدد مترشحه داخلی. سطوح تیروکسین سرم (T4) معمولا در دامنه پایین – طبیعی است؛ سطوح تریودوترونین (T3) بالا می رود، در حالی که سطوح T3 معکوس بالا است. زنان سطوح پایین استروژن سرم دارند، در حالی که مردان سطوح پایین تستوسترون سرم دارند.

 الکتروکاردیوگرافی. کندی ضربان قلب و نبض شایع است و به ندرت بی نظمی هایی مورد توجه قرار گرفته اند. در برخی افراد، طولانی شدن قابل ملاحظه تناوب QTc مشاهده شده است.

تراکم استخوان. تراکم معدنی کم استخوان، همراه با نواحی خاص پوکی استخوان اغلب ديده شده است. خطر شکستگی خیلی بالاست.

برق نگاری مغز. نابهنجاری های پراکنده، که بیماری مغزی سوخت و سازی را منعکس می کنند، ممکن است در اثر اختلالات قابل ملاحظه در مایع و الکترولیت ایجاد شوند.

 صرف انرژی در حالت استراحت. اغلب کاهش قابل ملاحظه ای در صرف انرژی در حالت استراحت وجود دارد.

 علایم و نشانه های جسمانی. شماری از علایم و نشانه های جسمانی بی اشتهایی عصبی ناشی از گرسنگی کشیدن هستند. فقدان قاعدگی عموما وجود دارد و به نظر می رسد که شاخص کژکاری فیزیولوژیکی باشد. در صورتی که قاعدگی وجود نداشته باشد، معمولا پیامد کاهش وزن است، اما در اقلیت افراد ممکن است عملا قبل از کاهش وزن واقع شده باشد. در زنان پیش از بلوغ، نخستین قاعدگی ممکن است به تأخیر افتد. علاوه بر فقدان قاعدگی، امکان دارد شکایت هایی در مورد یبوست، دل درد، تحمل نکردن سرما، بیحالی و انرژی اضافی وجود داشته باشد. چشم گیرترین یافته در مورد معاینه بدنی، لاغری است.

عموما، فشار خون پایین، کاهش حرارت بدن و کندکاری قلب قابل ملاحظه وجود دارد. در برخی افراد، موی بدن کرک مانند رشد می کند. در برخی افراد آماس پیرامونی ایجاد می شود، مخصوصا در مدت بازگرداندن وزن یا هنگام توقف سوء مصرف ملین و مدرات. به ندرت خونمردگی ها یا کوفتگی هایی معمولا روی دست و پا ایجاد می شوند که ممکن است بر آسیب پذیری ارثی در برابر خونریزی دلالت داشته باشد. در برخی افراد شواهدی از زرد شدن پوست مشاهده می شود که با هایپرکاروتنمی ارتباط دارد. همانگونه که ممکن است در افراد مبتلا به پرخوری عصبی مشاهده شود، افراد مبتلا به بی اشتهایی عصبی که عمدا استفراغ می کنند، ممکن است هایپرتروفی غدد بزاقی، مخصوصا در غدد بناگوشی، به علاوه سایش مینای دندان داشته باشند. برخی افراد ممکن است زخم ها یا پینه هایی روی سطح پشتی دست داشته باشند که ناشی از تماس مکرر با دندان هنگام استفراغ کردن است.

 خطر خودکشی

خطر خودکشی در بی اشتهایی عصبی بالاست، به طوری که میزان گزارش شده ۱۲ در هر ۱۰۰۰۰۰ نفر است. ارزیابی جامع افراد مبتلا به بی اشتهایی عصبی باید ارزیابی اندیشه پردازی و رفتارهای مرتبط با خودکشی و همین طور عوامل خطر دیگر برای خودکشی، از جمله سابقه اقدام (اقدامات) خودکشی را در بر داشته باشد.

 پیامدهای کارکردی بی اشتهایی عصبی

افراد مبتلا به بی اشتهایی عصبی دامنه ای از محدودیت های کارکردی مرتبط با این اختلال را آشکار می سازند. در حالی که برخی افراد در عملکرد اجتماعی و حرفه ای فعال می مانند، دیگران انزوای اجتماعی و یا ناتوانی در تحقق بخشیدن به توان تحصیلی یا شغلی نشان می دهند.

تشخیص افتراقی اختلال بی اشتهایی عصبی

در تشخیص افتراقی بی اشتهایی عصبی، علت های احتمالی دیگر وزن بسیار کم بدن یا کاهش قابل ملاحظه وزن باید در نظر گرفته شوند، مخصوصا زمانی که ویژگی های موجود نامتعارف باشند (مثل شروع بعد از ۴۰ سالگی).

 بیماری های جسمانی (مثل بیماری معدی – روده ای، پرکاری تیروئید، غدد بدخیم پنهان، و نشانگان نقص ایمنی اکتسابی (ایدز).

از دست دادن شدید وزن ممکن است در بیماری های جسمانی روی دهد، اما افراد مبتلا به این اختلالات معمولا در شیوه ای که وزن یا شکل بدن خود را تجربه می کنند اختلال نشان نمی دهند یا از افزایش وزن ترس شدید ندارند یا به رفتارهایی نمی پردازند که در افزایش وزن مناسب اختلال ایجاد می کنند. کاهش وزن شدید مرتبط با بیماری جسمانی گاهی می تواند شروع یا عود کردن بی اشتهایی عصبی را به دنبال داشته باشد، که بیماری جسمانی همزمان می تواند در آغاز آن را پنهان سازد. بی اشتهایی عصبی به ندرت بعد از جراحی برای چاقی ایجاد می شود.

 اختلال افسردگی اساسی

در اختلال افسردگی اساسی، کاهش وزن شدید ممکن است روی دهد، اما اغلب افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی به کاهش وزن بیش از حد تمایل نداشته یا از افزایش وزن ترس شدید ندارند.

 اسکیزوفرنی

افراد مبتلا به اسکیزوفرنی ممکن است رفتار خوردن عجیب و غریب نشان دهند و گاهی دچار کاهش وزن قابل ملاحظه شوند، ولی به ندرت ترس از افزایش وزن یا اختلال تصویر بدن نشان می دهند که برای تشخیص بی اشتهایی عصبی ضروری است.

 اختلالات مصرف مواد

افراد مبتلا به اختلالات مصرف مواد ممکن است به علت مصرف غذای نامناسب کاهش وزن را تجربه کنند، اما به طور کلی از افزایش وزن نمی ترسند و اختلال تصویر بدن نشان نمی دهند. افرادی که موادی را سوء مصرف می کنند که اشتها را کاهش می دهند (مثل کوکائین، مواد محرک) و ترس از افزایش وزن نیز نشان می دهند باید از نظر احتمال بی اشتهایی عصبی همزمان به دقت ارزیابی شوند، زیرا مصرف مواد ممکن است بیانگر رفتار مداومی باشد که در افزایش وزن اختلال می کند (ملاک ب).

اختلال اضطراب اجتماعی (فوبی اجتماعی)، اختلال وسواس فکری – عملی و اختلال بدشکلی بدن.

برخی از ویژگی های بی اشتهایی عصبی با ملاک های فوبی اجتماعی، OCD و اختلال بدشکلی بدن همپوشی دارند. به بیان دقیق تر، امکان دارد افراد از اینکه در انظار در حال خوردن دیده شوند احساس تحقیر یا شرمندگی کنند که در فوبی اجتماعی چنین است؛ ممکن است در ارتباط با غذا وسواس های فکری و وسواس های عملی داشته باشند که در OCD چنین است؛ یا امکان دارد دلمشغول نقص خیالی در ظاهر بدن باشند که در اختلال بدشکلی بدن چنین است. اگر فرد مبتلا به بی اشتهایی عصبی ترس های اجتماعی داشته باشد که فقط به رفتار خوردن محدود شده باشند، تشخیص فوبی اجتماعی نباید داده شود، اما ترس های اجتماعی نامربوط به رفتار خوردن (مثل ترس زیاد از صحبت کردن در انظار) میتواند تشخیص اضافی فوبی اجتماعی را موجه سازد. همچنین، تشخیص اضافی OCD فقط زمانی باید در نظر گرفته شود که فرد وسواس های فکری و وسواس های عملی نامربوط به غذا داشته باشد (مثل ترس بیش از حد از آلودگی) و تشخیص اضافی اختلال بدشکلی بدن فقط در صورتی باید در نظر گرفته شود که تحریف با شکل و اندازه بدن ارتباط نداشته باشد (مثل اشتغال ذهنی به اینکه دماغ فرد خیلی بزرگ است).

 پرخوری عصبی

افراد مبتلا به پرخوری عصبی دوره های مکرر پرخوری نشان می دهند، برای اجتناب از افزایش وزن به رفتار نامناسب می پردازند (مثل استفراغ عمدی) و بیش از حد نگران شکل و وزن بدن هستند. با این حال، برخلاف افراد مبتلا به بی اشتهایی عصبی، نوع پرخوری / پاکسازی، افراد مبتلا به پرخوری عصبی وزن بدن خود را در سطح طبیعی حداقل یا بالای آن نگه می دارند.

 اختلال مصرف غذای دوری جو / محدودکننده

افراد مبتلا به این اختلال ممکن است کاهش وزن قابل ملاحظه یا کمبود غذایی چشمگیر داشته باشند، اما از افزایش وزن یا چاق شدن نمی ترسند و در نحوه ای که شکل و وزن بدن خود را تجربه می کنند نیز اختلال ندارند.

 همزمانی اختلالات

اختلالات دوقطبی، افسردگی و اضطرابی عموما همزمان با بی اشتهایی عصبی روی می دهند. شماری از افراد مبتلا به بی اشتهایی عصبی از وجود اختلال اضطرابی یا نشانه های آن قبل از شروع اختلال خوردنشان خبر می دهند. OCD در برخی افراد مبتلا به بی اشتهایی عصبی، مخصوصا آنهایی که از نوع محدودکننده هستند، توصیف شده است. اختلال مصرف الکل و اختلالات مصرف مواد دیگر نیز می توانند با بی اشتهایی عصبی همزمان باشند، مخصوصا در افرادی که به نوع پرخوری / پاکسازی مبتلا هستند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.